حجت الاسلام رازمند، مبلّغ دینی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در هرمزگان، اظهار داشت: وحدت ملی را میتوان یکی از مهمترین سرمایههای راهبردی برای هر نظام سیاسی دانست؛ چون بدون همبستگی اجتماعی، توان مدیریت بحرانها، پیشبرد برنامهها و حتی دفاع مؤثر در برابر تهدیدها به شکل جدی تضعیف میشود. وحدت ملی یعنی وجود یک «همافزایی» میان اقشار و سلایق مختلف که در نهایت، همه در یک جهت مشترک حرکت کنند؛ حتی اگر در جزئیات دیدگاهها تفاوتهایی وجود داشته باشد. این همافزایی سبب میشود جامعه در برابر فشارهای بیرونی، تابآوری بیشتری داشته باشد و دشمن نتواند شکافهای داخلی را به اهرم فشار تبدیل کند.
وی تاکید کرد: در نگاه راهبردی، سرمایه بودن وحدت ملی به این معناست که هزینههای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی با کاهش تنشها کمتر میشود و کشور میتواند انرژی خود را صرف توسعه و حل مسئله کند، نه صرف نزاعهای فرسایشی. وقتی اعتماد عمومی بالا برود و مردم احساس کنند در مسیر اداره جامعه سهیماند، همکاری اجتماعی افزایش مییابد و حتی ناکارآمدیهای احتمالی نیز کمتر به بحرانهای بزرگ تبدیل میشود. به همین دلیل، وحدت ملی فقط یک شعار اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت عملی برای «پایداری» و «قدرت ملی» است.
حجت الاسلام رازمند گفت: از سوی دیگر، هرگونه تفرقهافکنی در جامعه—چه از جنس تحریک احساسات، چه تولید اختلافهای قومی، مذهبی یا سیاسی—عملاً در خدمت تضعیف انسجام داخلی قرار میگیرد. در چنین وضعیتی، دشمن اگر نتواند به جنگ مستقیم متوسل شود، به شکستن پیوندهای اجتماعی و ایجاد بیاعتمادی میان مردم روی میآورد. بنابراین تفرقهافکنی، حتی اگر از روی ناآگاهی یا حب و بغض شخصی صورت بگیرد، نتیجهاش میتواند به همان هدفی نزدیک شود که بازیگران بیرونی دنبال میکنند؛ یعنی «خدمت بیمزد به دشمن».
مبلّغ دینی عنوان کرد: تفرقهافکنی معمولاً از چند مسیر تغذیه میکند: برجستهسازی نقاط اختلاف، بزرگنمایی سوءتفاهمها، سیاهنمایی از طرف مقابل، و تبدیل رقابتهای سیاسی یا سلیقهای به خصومتهای دائمی. وقتی اختلافها به سطح دشمنی کشیده شوند، هزینه گفتوگو بالا میرود و راه مصالحه بسته میشود؛ در نتیجه جامعه وارد چرخهای میگردد که هر اتفاق کوچک میتواند به بحران بزرگ تبدیل شود. این همان چیزی است که انسجام ملی را از درون میخورد.
وی افزود: با این حال، «وحدت ملی» به معنای نادیده گرفتن تفاوتها نیست. جامعهای مثل ایران که از نظر فرهنگی، زبانی، قومی و مذهبی متنوع است، طبیعی است که کثرت وجود داشته باشد. آنچه اهمیت دارد، تعریف «مشترکات» و چارچوبهای همزیستی است؛ یعنی پذیرش اینکه اختلاف در روش و سلیقه نباید به سلب حق، توهین، و قطع پیوند اجتماعی منجر شود. وحدت ملی زمانی شکل واقعی پیدا میکند که افراد و گروههای مختلف احساس کنند در یک نظام ارزش و قانون مشترک، امنیت و منزلت دارند.
حجت الاسلام رازمند یادآور شد: نقش نهادهای اجتماعی و حکمرانی نیز در این مسیر تعیینکننده است. رسانهها، مسئولان، احزاب، نخبگان و حتی چهرههای فرهنگی با گفتار و رفتارشان میتوانند یا به همگرایی کمک کنند یا به دامن زدن به اختلاف. اگر زبان گفتوگو تقویت شود و مسئولیتپذیری اجتماعی افزایش یابد، اختلافها بهجای تبدیل شدن به شکاف، در قالب مدیریتشده و قانونمند حل میشوند. در مقابل، اگر هر نقدی به تخریب، هر تبلیغی به تحریک و هر اقدام سیاسی به تحریک قومی/مذهبی تبدیل شود، وحدت ملی آسیب جدی میبیند.
وی افزود: برای تقویت وحدت ملی، لازم است هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی فرهنگ «خویشتنداری» و «تحمل» رشد کند؛ یعنی افراد یاد بگیرند به جای قضاوت عجولانه، دنبال حقیقت و گفتوگو باشند و اختلاف را به ابزار دشمنی تبدیل نکنند. در سطح سیاستگذاری نیز شفافیت، عدالت در اجرا، رسیدگی به مطالبات واقعی مردم و کاهش تبعیض میتواند از ریشههای نارضایتی و سوژههای سوءاستفاده بکاهد. وقتی مردم احساس کنند صدایشان شنیده میشود، کمتر در دام روایتهای تفرقهافکن میافتند.
حجت الاسلام رازمند عنوان کرد: در نهایت، میتوان گفت وحدت ملی یک انتخاب صرفاً احساسی نیست؛ یک ضرورت راهبردی برای بقا، اقتدار و رشد کشور است. تفرقهافکنی، خواه آگاهانه یا ناآگاهانه، میتواند همان نقطهای باشد که دشمن میکوشد از آن نفوذ کند؛ پس پاسداری از وحدت ملی نوعی مسئولیت اجتماعی و سیاسی است. هرچه جامعه بیشتر به سمت همبستگی، قانونگرایی و همدلی حرکت کند، قدرت ملی افزایش مییابد و فرصتهای دشمن برای اثرگذاری داخلی محدودتر میشود.











نظر شما